سيد صادق سجادى
15
تاريخ برمكيان ( فارسى )
لاهور دوباره او را « مؤلف عربى » خوانده ، و در جاى ديگرى از اكرام الناس « 1 » همين شخص با نام ابو محمد عبد الله بن محمد ، « مترجم اول اخبار برامكه » دانسته شده و تصريح گرديده كه « بعد از محمد بن حسين بن عمر هروى اين ترجمه به اين سلاست و روانى ترتيب كرده است » . آشكار است كه در اين اطلاقات چند تناقض وجود دارد . اولا مقصود از « مؤلف اول » و « مؤلف عربى » ، به ويژه اين تعبير اخير كه فقط در پايان نسخهء لاهور آمده ، مبهم است . اگر وى واقعا گردآورندهء روايات عربى بوده ، پس چرا در همان گزارش از قول لابرى آمده كه اخبار برمكيان را يكى از فضلاى بغداد به عربى جمع كرده بوده « و من آن را به حكم فرمان اعلى به فارسى ترجمه كردهام ؟ » به علاوه چرا در همان گزارش او را « عبد الله مترجمى » خواندهاند ؟ از آن سوى اگر وى « مترجم اول » بوده پس اينكه آوردهاند « بعد از محمد بن حسين بن عمر هروى اين ترجمه . . . ترتيب كرده است » چه معنى دارد ؟ حل اين تناقض از دو راه بيرون نيست . اول آنكه بگوئيم اطلاق « مؤلف » بر لابرى اصلا وجهى ندارد و از اشتباهات كاتب است يا ضياء الدين برنى براى آنكه انتحال خود را - كه سپس بدان اشاره خواهد شد - بپوشاند او را عمدا مؤلف عربى خوانده است ؛ دوم آنكه بپذيريم لابرى واقعا روايات پراكندهء ابن غسان را گرد آورده و زان پس به ترجمه آن دست زده است . در اين صورت وى بايد به راستى « مترجم اول » متنى باشد كه خود گرد آورده است و اين تعارضى با اين معنى ندارد كه پيش از او محمد بن حسين هروى مجموعه يا روايات ديگرى از اخبار برمكيان را به فارسى ترجمه كرده باشد ؛ مثلا مجموعهء تاريخ برامكه مصحّح شادروان قريب ، چنان كه گفته خواهد شد ، مىتواند مجموعهء ديگرى از روايات ابن غسان باشد . اينكه در چاپ كابل از همين اثر آن را به محمد هروى نسبت دادهاند ، شايد خالى از وجهى نباشد ، مشروط بر آنكه اين نسبت صرفا مربوط به ترجمهء كتاب باشد . بنابراين بايد گفت هروى رواياتى در دست داشته و احتمالا به روزگار سامانيان آنها را ترجمه كرده و سپس لابرى گروه ديگرى از روايات را در عصر سلطان محمود گرد آورده و تكميل كرده و فارسى گردانيده و سرانجام ضياء الدين برنى مجددا آن را براى فيروز شاه تغلقى سلطان دهلى در سدهء 7 قمرى به فارسى ترجمه كرده يا مدعى ترجمهء آن شده است . نام ضياء الدين برنى در تحريرهاى اخبار برمكيان به عنوان مترجم كتاب ديده مىشود ولى معلوم نيست چرا در صفحهء
--> ( 1 ) . صفحهء 112 .